استرس زیست‌محیطی و اضطراب اقلیمی: آنچه باید بدانیم

سال‌ها پیش خبرهای مربوط به هواشناسی نهایتاً درباره‌ی باران، برف یا گرمای هوا بود. اما امروز، هر گزارش آب‌وهوایی می‌تواند نشانه‌ای از بحران عمیق‌تر باشد: خشکسالی‌های طولانی، طوفان‌های سهمگین، آتش‌سوزی‌های گسترده‌ی جنگلی و آلودگی هوا. در چنین شرایطی، بسیاری از افراد تنها با شنیدن واژه‌هایی مثل «گرمایش زمین» یا «بحران اقلیمی» دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند. این پدیده در روان‌شناسی با نام Eco-Anxiety یا اضطراب اقلیمی شناخته می‌شود؛ نوعی استرس نوظهور که هم سلامت روان فردی و هم احساس امنیت جمعی را به چالش کشیده است.

استرس زیست‌محیطی چیست؟

استرس زیست‌محیطی به فشارهای روانی ناشی از تغییرات محیطی اطراف ما گفته می‌شود. این فشار می‌تواند ناشی از عوامل کوتاه‌مدت (مثل آلودگی شدید هوا در یک شهر) یا عوامل بلندمدت (مثل بالا آمدن سطح دریا یا کاهش منابع آب) باشد. در واقع، ذهن ما در برابر تغییرات پایدار محیطی هم مثل بحران‌های فردی واکنش نشان می‌دهد: احساس تهدید، ترس از آینده و در مواردی ناتوانی در کنترل شرایط.

اضطراب اقلیمی  (Eco-Anxiety)؛ تعریف و ویژگی‌ها

سازمان روان‌شناسی آمریکا اضطراب اقلیمی را این‌طور توصیف می‌کند: «ترس مزمن از نابودی محیط زیست.»

ویژگی‌های آن عبارت‌اند از:

نگرانی شدید نسبت به آینده‌ی زمین.

احساس بی‌قدرتی در برابر تغییرات اقلیمی.

بروز علائم جسمانی مثل تپش قلب یا بی‌خوابی هنگام مواجهه با اخبار محیط زیستی.

احساس گناه یا مسئولیت افراطی (مثلاً برای مصرف آب یا تولید زباله).

این اضطراب بیشتر در نسل‌های جوان دیده می‌شود؛ به‌ویژه در میان نوجوانان و جوانانی که آینده‌ی خود را در معرض تهدید می‌بینند.

چرا اضطراب اقلیمی در حال افزایش است؟

افزایش دسترسی به اطلاعات

رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، اخبار بحران‌های اقلیمی را به‌سرعت و بدون فیلتر در اختیار ما می‌گذارند. دیدن تصاویر آتش‌سوزی‌های استرالیا یا ذوب یخ‌های گرینلند به‌راحتی می‌تواند ذهن را آشفته کند.

واقعیت‌های ملموس روزمره

دیگر لازم نیست به عکس‌های قطب شمال نگاه کنیم؛ نفس‌کشیدن در هوای آلوده یا تجربه‌ی قطعی آب در تابستان برای بسیاری از مردم کافی است تا احساس خطر کنند.

نااطمینانی نسبت به آینده

سؤالاتی مانند «آیا فرزندان ما در شهری سالم زندگی خواهند کرد؟» یا «شغل‌ها چطور تحت‌تأثیر بحران اقلیمی تغییر خواهند کرد؟» محرک‌های مهم اضطراب‌اند.

هم‌زمانی با بحران‌های دیگر

بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی مثل کووید-۱۹، ذهن را بیش از پیش آسیب‌پذیر کرده‌اند.

پیامدهای فردی و اجتماعی

فردی: بی‌خوابی، کاهش تمرکز، افسردگی، احساس بی‌انگیزگی.

اجتماعی: کاهش اعتماد به سیاست‌گذاران، گرایش به رفتارهای رادیکال زیست‌محیطی، یا در مقابل بی‌تفاوتی افراطی.

اقتصادی: کاهش بهره‌وری نیروی کار به دلیل استرس مزمن.

نمونه‌های واقعی از اضطراب اقلیمی

دانمارک و سوئد: پژوهش‌ها نشان داده بیش از ۶۰٪ نوجوانان در این کشورها نگران آینده‌ی محیط زیست‌اند و بسیاری از آن‌ها در انتخاب شغل یا رشته‌ی تحصیلی به این مسئله فکر می‌کنند.

استرالیا: پس از آتش‌سوزی‌های گسترده ۲۰۱۹، میزان مراجعه به روان‌شناسان برای اضطراب محیطی تا دو برابر افزایش یافت.

ایران: بحران‌هایی مثل فرونشست زمین، کمبود آب و آلودگی هوا به‌ویژه در کلان‌شهرها به نگرانی‌های مشابه دامن زده‌اند.

راهکارهای مقابله با استرس زیست‌محیطی

آگاهی فعال اما کنترل‌شده

به‌جای غرق شدن در اخبار منفی، منابع معتبر و متوازن انتخاب کنید.

عمل‌گرایی در مقیاس فردی

کاهش مصرف پلاستیک، صرفه‌جویی در انرژی یا مشارکت در فعالیت‌های محلی محیط زیستی می‌تواند احساس «کنترل» را تقویت کند.

شبکه‌های اجتماعی حمایتی

گفت‌وگو با افرادی که دغدغه‌ی مشابه دارند، احساس تنهایی و بی‌قدرتی را کاهش می‌دهد.

ذهن‌آگاهی و مراقبت روانی

تمرین مدیتیشن، یوگا یا حتی پیاده‌روی در طبیعت می‌تواند به بازگرداندن آرامش کمک کند.

پیگیری تغییرات سیاستی

مشارکت در انجمن‌ها، رأی دادن و مطالبه‌گری اجتماعی حس مؤثر بودن را افزایش می‌دهد.

نقش سیاست‌گذاران و سازمان‌ها

بحران اقلیمی فقط یک مسئله زیست‌محیطی نیست؛ یک بحران سلامت عمومی هم هست. بنابراین سازمان‌ها باید:

  • برنامه‌های آگاهی‌بخش درباره‌ی سلامت روان اقلیمی ارائه دهند.
  • در مدارس و دانشگاه‌ها آموزش تاب‌آوری زیست‌محیطی را وارد کنند.
  • خدمات روان‌شناسی مرتبط با اضطراب اقلیمی را توسعه دهند.

اضطراب اقلیمی و استرس زیست‌محیطی یادآور این واقعیت‌اند که بحران‌های زمین فقط به جنگل‌ها و رودخانه‌ها محدود نمی‌شوند؛ آن‌ها به درون ذهن ما هم نفوذ کرده‌اند. مقابله با این پدیده نیازمند دو مسیر هم‌زمان است: عمل جمعی برای تغییر واقعی محیط زیست و مراقبت فردی برای حفظ سلامت روان.

اگرچه آینده‌ی زمین پر از چالش است، اما با پذیرش مسئولیت، ایجاد تغییرات کوچک و یادگیری تاب‌آوری ذهنی می‌توانیم امید و آرامش را حفظ کنیم. در نهایت، همان‌طور که زمین به بازسازی نیاز دارد، ذهن ما هم نیازمند ترمیم و مراقبت پایدار است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.