
روندهای سلامت روان نسل Z؛ از فرسودگی دیجیتال تا بحران هویت
در سالهای اخیر تقریباً تمام مطالعات معتبر از American Psychological Association تا Pew Research Center و The Lancet Psychiatry یک نکته مشترک را نشان میدهند: سلامت روان نسل Z در

در سالهای اخیر تقریباً تمام مطالعات معتبر از American Psychological Association تا Pew Research Center و The Lancet Psychiatry یک نکته مشترک را نشان میدهند: سلامت روان نسل Z در

در جهانی که زندگیمان را در قابهای درخشان شبکههای اجتماعی بازتاب میدهیم، تمایز میان «منِ واقعی» و «منِ نمایشی» هر روز سختتر میشود. جوانان و نوجوانان امروز در حال بزرگشدن

در عصر پیامرسانها و ارتباطات بیوقفه، تناقضی عمیق شکل گرفته است: هرگز تا این حد به هم نزدیک نبودهایم، اما هیچگاه هم تا این اندازه از هم قطع ارتباط ناگهانی

در میان نسلهایی که بهعنوان «نسل دیجیتال» شناخته میشوند، نوع جدیدی از فرسودگی و دردِ خاموش دیده میشود: جوانانی که احساس میکنند «روانشان سنگین است»، انگیزهشان کم شده، و «دیگر

ساعت ۱ بامداد است و هنوز چراغهای خانهی بسیاری روشناند. بعضیها مشغول پاسخ به پیامهای کاریاند، برخی در حال اسکرول بیپایان شبکههای اجتماعی، و گروهی دیگر درگیر نگرانیهای فردا. برای

زندگی دیجیتال بخش جداییناپذیر روزهای ما شده است. گوشی همراه، پیامها، نوتیفیکیشنها و شبکههای اجتماعی دائماً در کنار ما هستند. این حضور پیوسته، مزایایی مثل دسترسی آسان به اطلاعات و

وقتی درباره عدالت جنسیتی در شهر صحبت میکنیم، معمولا نگاهها به سرعت به سمت حضور زنان در فضاهای عمومی میرود: پارکها، خیابانها، ایستگاههای حملونقل. اما پشت این حضور یا نبودن،

چطور کادر درمان، روانشناسان و مددکاران در بحرانهای جنگی با «فرسودگی ثانویه» دست و پنجه نرم میکنند و چه میتوان از تجربههای جهانی آموخت؟ در هر جنگ، تصاویر میدان نبرد

وقتی آدمها مهاجرت میکنند، معمولاً قصهشان با یک تصویر پرشور از آزادی، پیشرفت، و «شدن» آغاز میشود. از جوانی که آرزوی تحصیل در بهترین دانشگاهها را دارد تا خانوادهای که

جنگ همیشه با عدد و آمار به ما معرفی میشود. با تیترهایی از تلفات، ویرانی و موشکهایی که از یک سمت پرتاب شدند و از سمت دیگر پاسخ گرفتند. اما