وقتی درباره عدالت جنسیتی در شهر صحبت میکنیم، معمولا نگاهها به سرعت به سمت حضور زنان در فضاهای عمومی میرود: پارکها، خیابانها، ایستگاههای حملونقل. اما پشت این حضور یا نبودن، داستانی عمیقتر از تجربه روزمره خوابیده است؛ داستانی که به ساختار شهر، به طراحی فضاها و به ذهنیتی برمیگردد که معمولا «مردمحور» بوده است.
تجربه روزمره زنان در شهر
تصور کنید زنی در یک شهر شلوغ شب هنگام از مترو بیرون میآید. مسیر تا خانه چند دقیقه بیشتر نیست، اما تاریکی کوچه، نبود دوربین، و سکوت سنگین خیابان باعث میشود این چند دقیقه به تجربهای اضطرابآلود بدل شود. این تجربه فردی نیست، بلکه بخشی از واقعیتی جهانی است. پژوهشهای سازمان ملل متحد نشان داده که زنان در بسیاری از شهرهای دنیا، از سائوپائولو تا دهلی، و از لندن تا استانبول و تهران، «احساس ناامنی» را بهعنوان یکی از اصلیترین موانع مشارکت اجتماعی خود در فضاهای شهری ذکر میکنند.
چرا طراحی شهری جنسیتزده است؟
از قرن نوزدهم به این سو، بیشتر معماران، برنامهریزان و سیاستگذاران شهری مرد بودند. این یعنی، نیازها و تجربههای زنان کمتر وارد فرآیند طراحی شدند. به همین دلیل شهرها بیشتر بر اساس الگوی «کار-خانه» و سفرهای شغلی طراحی شدهاند، نه بر اساس سفرهای چندگانه و پیچیدهای که زنان معمولا انجام میدهند: رساندن کودک به مدرسه، خرید روزانه، رفتوآمد کاری، مراقبت از سالمندان.
بررسیهای سازمان European Institute for Gender Equality (EIGE, 2021) نشان میدهد که همین بیتوجهی منجر به «زیرساختهای تبعیضآمیز» شده است؛ یعنی شهری که مسیرهای پیادهروی امن ندارد، نورپردازی کافی را نادیده میگیرد، یا سیستم حملونقل عمومیاش به امنیت و دسترسی زنان توجهی نمیکند.
امنیت؛ مفهومی فراتر از آمار جرم
امنیت شهری تنها با «میزان وقوع جرم» تعریف نمیشود. احساس امنیت، یا همان perceived safety، به همان اندازه مهم است. در بسیاری از شهرهای اروپایی نرخ جرائم خیابانی پایین است، اما زنان همچنان از استفاده آزادانه از فضاهای عمومی احساس نگرانی دارند. پژوهشی در استکهلم (Ceccato & Loukaitou-Sideris, 2020) نشان میدهد که حتی در یکی از امنترین شهرهای جهان، زنان هنگام استفاده از مترو، بهویژه در شب، سطح بالایی از ترس را تجربه میکنند.
این شکاف بین «امنیت عینی» و «امنیت ذهنی» نشان میدهد که اگر شهرسازان فقط به آمارهای رسمی تکیه کنند، به راحتی میتوانند تجربه زیسته زنان را نادیده بگیرند.
چه چیزهایی شهر را برای زنان ناامن میکند؟
نورپردازی ناکافی: تاریکی کوچهها و ایستگاهها بیش از هر چیز، ترس را تقویت میکند. پژوهشها نشان میدهند که نور مناسب میتواند تا ۶۰٪ احساس امنیت زنان را افزایش دهد. (Pain, 2019)
طراحی ایستگاههای حملونقل: فضاهای بسته، زیرگذرها و ایستگاههای بدون دید مستقیم به خیابان از جمله نقاط پرخطر محسوب میشوند.
زیرساختهای پیادهروی: نبود پیادهروهای ایمن یا مسیرهای مخصوص عابران پیاده باعث میشود زنان بیشتر در معرض خطر خودروها و مزاحمتهای خیابانی باشند.
بیتوجهی به کاربریهای مختلط: خیابانهایی که کاربری تجاری، فرهنگی و مسکونی را همزمان دارند، بهطور طبیعی زندهتر و امنترند. برعکس، فضاهای تککاربردی بهویژه در ساعات غیراداری به محیطهای خلوت و ناامن تبدیل میشوند.
روایتهای زنان؛ آمارهای خام کافی نیستند
شهرها پر از روایتهای پنهاناند. روایت زنانی که در تاریکی پارک دویدهاند، آنهایی که مجبور شدهاند مسیر طولانیتری را برای احساس امنیت انتخاب کنند، یا کسانی که ترجیح دادهاند بعد از ساعت خاصی اصلا از خانه بیرون نیایند.
مطالعات کیفی (Valentine, 1989; Whitzman, 2013) نشان میدهد که جمعآوری «داستانهای فردی» به شهرسازان کمک میکند تا بفهمند امنیت شهری فقط یک چکلیست فنی نیست، بلکه تجربهای درهمتنیده با جنسیت، طبقه اجتماعی و حتی قومیت است.
ابتکارات جهانی برای شهر امنتر
در سالهای اخیر پروژههایی در سراسر جهان برای ادغام دیدگاه جنسیتی در طراحی شهری آغاز شده است:
برنامه «Safe Cities and Safe Public Spaces» سازمان ملل(UN Women, 2017): این برنامه در بیش از ۳۰ شهر جهان از جمله کیتو، قاهره و دهلی نو اجرا شده و بر مشارکت مستقیم زنان در طراحی فضاهای عمومی تأکید دارد.
شهر وین: بهعنوان یکی از پیشروترین نمونهها، وین از دهه ۱۹۹۰ پروژههایی با محوریت زنان آغاز کرده است؛ از طراحی پارکهای کودکمحور تا اصلاح سیستم حملونقل عمومی با نگاه جنسیتی.
مونترآل کانادا: این شهر دستورالعملی ویژه برای ارزیابی تأثیر جنسیتی پروژههای شهری تدوین کرده است تا پیش از اجرا، نگرانیهای زنان در نظر گرفته شود.
عدالت جنسیتی در شهر؛ فقط امنیت نیست
وقتی از عدالت جنسیتی در شهر صحبت میکنیم، تنها به موضوع «امنیت» محدود نمیشویم. بحث بر سر دسترسی برابر، کیفیت زندگی و امکان استفاده برابر از فضاهاست. زنی که بهخاطر ترس از مزاحمت خیابانی ترجیح میدهد در خانه بماند، عملا از بسیاری از فرصتهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی محروم میشود.
شهر عادل جنسیتی، شهری است که نه تنها جرم و ناامنی را کاهش دهد، بلکه تجربه حضور برابر را تضمین کند. به زبان سادهتر، عدالت جنسیتی در شهرسازی یعنی «حق برابر برای بودن، ماندن و لذت بردن از فضاهای شهری.»
چگونه میتوان این عدالت را محقق کرد؟
مشارکت زنان در تصمیمگیری: بدون حضور زنان در شوراهای شهری، دفاتر معماری و فرآیندهای مشورتی، عدالت جنسیتی تنها یک شعار خواهد بود.
طراحی فضاهای شفاف و قابل رؤیت: خیابانها و فضاهای عمومی باید دیدپذیر باشند، با نور کافی و امکان کمکرسانی سریع.
آموزش و فرهنگسازی: تغییر شهر بدون تغییر نگرش اجتماعی ممکن نیست. مقابله با آزار خیابانی و آموزش عمومی بخشی از معادله است.
تحلیل دادههای جنسیتی: برنامهریزان باید سفرها، نیازها و ترسهای زنان را با دقت جمعآوری و تحلیل کنند؛ چیزی فراتر از دادههای کلی جمعیتی.
شهرها بازتاب ارزشهای ما هستند. اگر شهری برای زنان ناامن است، به این معناست که در طراحی و سیاستگذاری آن، صدای نیمی از جمعیت شنیده نشده است. عدالت جنسیتی در شهرسازی صرفا یک آرمان آرمانی نیست؛ ضرورتی است برای ساختن شهری که همه بتوانند در آن نفس بکشند، حرکت کنند و زندگی کنند.
شهر امن برای زنان، شهری امن برای همه است. وقتی کوچهها روشنتر میشوند، وقتی فضاها پر از زندگی و تنوع کاربریاند، و وقتی زنان در طراحی و سیاستگذاری نقش دارند، آنوقت نه فقط زنان، بلکه کودکان، سالمندان و تمام اقشار جامعه از شهری انسانیتر بهرهمند میشوند.